75 کلمه اختصاری در بازاریابی دیجیتال

75 کلمه ی اختصاری در بازاریابی و کسب و کار که هرکسی باید بداند

 

آیا تا به حال کلمه اختصاری را شنیده اید که معنی آن را ندانید؟ و از طرفی ممکن است هر کدام از این عبارات اختصاری معناهای متفاوتی را در برداشته باشد که همین موضوع سبب ضعیف نمایان شدن شما در مکالمه هایتان می شود.

به همین دلیل ما 34 مورد از رایج ترین کلمات اختصاری بازاریابی و 41 مورد از رایج ترین کلمات اختصاری تجاری را انتخاب کردیم – و آنها را در یک واژه نامه قرار داده ایم. که می توانید آنها را حفظ کرده ، مطالعه کنید یا علامت گزاری کرده و برای بعد ذخیره کنید.

هرچه بیشتر بدانید ، احتمال اینکه بتوانید مکالمات اطراف خود را بهتر مدیریت کنید و حضور مفیدتری در بحث ها داشته باشید.

 

34 کلمات اختصاری و اختصارات رایج بازاریابی

 

  1. AIDA ( Attention/Awareness, Interest, Desire, Action )

معنا : توجه/آگاهی ، علاقه ، میل ، عمل

چهار مرحله از فرآیند خرید که اکنون تا حدی منسوخ شده است ، که در آن مشتریان از مشاهده به خرید حرکت می کنند.

 

 

  1. BANT: Budget, Authority, Need, Timeline

معنا : بودجه ، اختیار ، نیاز ، جدول زمانی

چهار معیاری که فروشندگان برای واجد شرایط بودن مشتریان احتمالی استفاده می کنند. ابزاری مشهور برای نمایندگان فروش که به آنها کمک می کند بفهمند آیا خریدار این شرایط را برخوردار هستند یا خیر.

  • بودجه : تعیین می کند که آیا مشتری شما بودجه کافی برای آنچه شما می فروشید ، دارد یا خیر.
  • اختیار : تعیین می کند که آیا مشتری احتمالی شما اختیار تصمیم گیری در مورد خرید را دارد یا خیر.
  • نیاز : تعیین می کند که آیا نیاز تجاری به آنچه می فروشید وجود دارد یا خیر.
  • جدول زمانی : محدوده زمانی اجرا را تعیین می کند.

فرمول BANT در اصل چندین دهه پیش توسط IBM توسعه داده شد.

  1. BR: Bounce Rate

نرخ پرش وب سایت: درصد افرادی که در صفحه ای در وب سایت شما فرود می آیند و سپس بدون کلیک بر روی هیچ چیز دیگری یا حرکت به صفحات دیگر سایت شما ، آن را ترک می کنند. نرخ بازگشت بالا به طور کلی منجر به نرخ تبدیل ضعیف می شود زیرا هیچ کس به اندازه کافی در سایت شما نمی ماند تا مطالب شما را بخواند.

نرخ پرش ایمیل: نرخی است که در آن یک ایمیل به صندوق ورودی گیرنده تحویل داده نمی شود. نرخ پرش بالا به طور کلی به این معنی است که لیست های شما قدیمی هستند یا خریداری شده اند ، یا شامل بسیاری از آدرس های ایمیل نامعتبر هستند.

 

  1. CMO: Chief Marketing Officer

معنا : مدیر ارشد بازاریابی

پر طرفدارترین شغل در نمودار سازمانی بازاریابی. مجموعه مهارت های CMO ریشه در اصول بازاریابی دارد اما در توسعه پرسنل ، تجزیه و تحلیل کمی و تفکر استراتژیک توسعه داده میشود.

 

  1. CMS: Content Management System

سیستم مدیریت محتوا

یک سیستم آنلاین ، برای سهولت در ایجاد ، ویرایش و مدیریت وب سایت برای کاربران غیر فنی. این سیستم به کاربران در ایجاد سریع تر و آسان تر وب سایت کمک میکند و باعث می شود خودتان بتوانید وب سایت خود را مدیریت نمایید.

 

  1. COS: Content Optimization System

سیستم بهینه سازی محتوا

از CMS (سیستم مدیریت محتوا) استفاده کنید و آن را بهینه سازی کنید تا شخصی ترین تجربه وب را به مشتریان ارائه دهد.

 

  1. CPA: Cost-per-Action

هزینه به ازای هر اقدام

یک مدل تبلیغات اینترنتی که در آن تبلیغ کننده برای هر اقدام مشخصی که بازدید کننده انجام می دهد ، مانند کلیک ، ارسال فرم یا فروش ، هزینه می پردازد.

 

  1. CPC: Cost-per-Click

هزینه برای هر کلیک

هنگام اجرای یک کمپین تبلیغاتی کلیکی ، مقدار پولی که برای دریافت تبلیغات دیجیتالی هزینه شده است و به ازای هر کلیک این میزان از حساب شما کسر خواهد شد.

 

  1. CPL: Cost-per- Lead

هزینه به ازای سبقت

مبلغی که برای سازمان بازاریابی شما برای سبقت گرفتن از رقبا نیاز دارد. این امر به شدت جذب مشتری (CAC) را تحت تأثیر قرار می دهد و یک معیار اصلی است که بازاریابان باید به آن توجه زیادی داشته باشند.

 

  1. CR: Conversion Rate

نرخ تبدیل

درصد افرادی که یک اقدام مانندپر کردن فرم را در یک صفحه ی وب انجام داده اند. به طور کلی ، صفحات با نرخ تبدیل بالا عملکرد خوبی دارند ، در حالی که صفحات با نرخ تبدیل پایین عملکرد ضعیفی دارند (هرچند استثنائاتی در این قاعده وجود دارد).

 

  1. CRM: Customer Relationship Management

مدیریت ارتباط با مشتری

مجموعه ای از برنامه های نرم افزاری که به شرکت ها اجازه می دهد ، همه کارهایی را که با مشتریان فعلی و بالقوه خود انجام می دهند پیگیری کنند.

در ساده ترین سطح ، نرم افزار CRM به شما امکان می دهد تمام اطلاعات مربتط با تماس این مشتریان را پیگیری کنید. اما سیستم های CRM می توانند کارهای دیگری نیز مانند ردیابی ایمیل ، تماس های تلفنی و معاملات انجام دهند. ارسال ایمیل های شخصی ؛ برنامه ریزی قرار ملاقات ؛ و ثبت هر نمونه از خدمات و پشتیبانی مشتری.

هدف ایجاد سیستمی است که در آن واحد فروش شرکت ، اطلاعات زیادی را در اختیار دارد و می تواند به سرعت همه چیز را در مورد مشتری احتمالی یا موجود جلب کند.

 

  1. CRO: Conversion Rate Optimization

بهینه سازی نرخ تبدیل

فرآیندی در جهت بهبود سایت شما با استفاده از تکنیک های طراحی ، اصول کلیدی بهینه سازی و آزمایش. این فرآیند تجربه ای برای بازدیدکنندگان وب سایت شما می شود که آنها را به مشتری تبدیل می کند. CRO  اغلب برای بهینه سازی صفحه وب یا صفحه فرود استفاده می شود ، اما می تواند در رسانه های اجتماعی ، CTA  ها و سایر قسمتهای بازاریابی شما نیز اعمال شود.

 

  1. CTA: Call-to-Action

دعوت به اقدام/عمل

پیوند متنی ، دکمه ، تصویر یا برخی دیگر از پیوندهای وب که بازدیدکنندگان وب سایت را تشویق می کند تا در آن وب سایت اقدامی انجام دهند ، مانند بازدید از صفحه فرود برای بارگیری یک محتوا.

اقدامی که می خواهید مردم انجام دهند می تواند هر چیزی باشد: بارگیری کتاب الکترونیکی ، ثبت نام در وبینار ، دریافت کوپن ، شرکت در رویداد و غیره. CTA را می توان در هر جایی از بازاریابی خود قرار داد – در وب سایت شما ، در یک کتاب الکترونیکی ، در یک ایمیل یا حتی در انتهای یک پست وبلاگ.

مطالب مفید...

 

 

منبع : https://blog.hubspot.com/marketing/marketing-acronym-glossary?_ga=2.45534503.24109671.1622819288-1753897094.1622819288

 

اصطلاحات جدید این مطلب در تایخ 13/07/1400 به روز رسانی خواهد شد.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *